تبليغاتX
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
مادر عشق جاودانه
جمعه یازدهم دی 1388
رقص ...  

چی شد که مهربونی از چشات رفت

حرفای هم زبونی از لبات رفت

رفتی که بی خبر، خبر ندارم

یه آسمون ستاره می شمارم

محبت من که تمومی مباد

چشمه خورشید تو کویری مباد

ماه و ستاره نقره بندی می شه

خاک طلا  نگاره بندی می شه                       

نه اینکه حالا توی شادی هستم

وقتشه از رقص غما بترسم

سیاهیها سایه سترون کنند

به مکر تازه یه جوری سر کنند

مکر خدا اگر نشون ببیند

شاید توی خواباشون هم  بمیرند

تورا نمی گم بخدا ساده ایی

نسل جهانگیر۲و  ندا داده ایی

کی گفته با دلم غریبی کنی

نیومده فکر اسیری کنی

برو دیگه حرفی نمونده با تو

نقل خودت۳چشات می گه حرفاتو۱

 این روزا طاقت همه تمومه

برم یه جای دیگری  نه خونه

سروده ۹/۱۰/۸۸   ترانه تعداد سطر ۲۲

 ۱- چشمها آیینه دل است وحرفهارا می گوید

۲- فردی حقیقی نه تخیلی

۳- معتقد به موضوع  ۱

سه شنبه هشتم دی 1388
مهراوه ...  

 

 این جمعیت تنها

تنها همه زندانی

خواب است زعیم شب

در جمع پریشانی

رودی نه به دریارفت

طاغی نه ز خود کامی

محروم ز دریا شد

این رمز تو می دانی

من قطره دریائی

موجی به هواداری

با رود بپیوندم

مهراوه صد ماهی

این سان که زمان شاهد

شرم است که پنهانی

تکرار نمی گردد

این باعث خوش نامی

سروده 7/10/88   تعداد سطر 16

 

پنجشنبه سوم دی 1388
دف ...  

 

 من سر تنهائیم  را می برم

عشق را زنجیری و غل می کنم 

درقضاوت بین  قلب و فکر خویش 

حکم قلبم را به داری می تنم

 من خجل از آینه امروز هم

طرح لبخندی ندید از روی هم  

چشمهایی تر دلی اندو هگین

من اسیر دام یک مرموز هم

خانه ام از من شکایت می کند

گوش گوشش نقل عادت می کند

اضطراب از سقف می بارد به کف

من شنیدم در تبم آوای دف

نه پرنده می پرد با بالها

نه کسی سر می دهد آوازها

نوحه باید سر دهم قلبم شکست

بستر بیداریم  در غم نشست

قاتل تنهایی ام کی می شوم

عشق را آزاد با دل می برم

سروده ۳/۱۰/۸۸   ۱۸ سطر

 بنظرم این شعر دنباله شعر قبلی ست چون زیادکلمه "من "مثل شعر قبل بکا ر رفته البته متوجه موضوع نبودم بهرحال مثل همیشه برای دل خودم سرودم ببخشید اگر به دل شما ننشست و منم منم هم نکردم من تواضع وفروتنی است

وای نمی دونم   چه بر سر وبلاگم اومده نه آهنگم هست نه قالب زیبای وبلاگم نه قطرات باران نه پروانه نه ساعتم باید دوباره همه چیز را از نو درست کنم متاسفانه هیچ امکانی فعلا نیست برای تغییر در خانه سرعت اینترنت مثل لاک پشته ای دی اس ال هم ندارم

چهارشنبه دوم دی 1388
بازی تزویر ...  

  

در شهر توهستی و غربیانه بمانم

قسمت به من این است که بیگانه بمانم

چشمم به نگاهت چو  به امید نباشد

من برده مطرود۱ در این خانه  بمانم

ولگرد خیابان سگ آواره نباشد

شب گرد در این راه به صدباره بمانم

مرغان هوا نیز بگریند به حالم

من در قفسم وای که بی دانه بمانم

کبکان همه منصور1ز این بام زمستان

من در طلب بال که پروانه بمانم

تاکی به غریبی ت صمیمانه بمانم

در  طرح دروغین گل ایمانه۲ بکارم

با نقش دیگر بازی تزویر به پا کن

مگذار که در  حسرت یک ساده۴بمانم

تو  نیز گذرکرده ز تصویر وجودم ۵

باشد که ز این مرگ به شب ناله بمانم  

سروده ۲/۱۰/۸۸   تعداد سطر ۱۶

 ۱-اسیر طرد شدن

۲- سر خودرا زیر برف کردن (پنهان کاری)

۳- باور -۴- صمیمی-۵-روح و جان

 

شنبه بیست و هشتم آذر 1388
یلدا2 ...  

 

پیش از شب یلدایت

شبهام چه یلدائیست

پیش از همه لیلاهات 1

مجنون 2 تو لیلائیست

صد شمع بیافروزم

یک شمع به بینائیست 3

شمع دل افروزم4

چشمی ست که دریائیست

بن بست هیاهوها

رمز تو و اماهاست

بن بست به روئاها

این خاطر بیداریست

عادت به دعا دارم

خلوت چه اهورائیست

یلدای شب من هم

خلوتگه بیداریست

تعداد سطر 16

سروده ۲۹/۸/۸۸

۱-عاشقهایت ۲- عاشق۳- چشمها-۴- داغدار

در ادامه مطالب شعر سال قبل را بخوانید که قبلادر وبلاگ بوده است

 


... ادامه مطلب
جمعه بیست و هفتم آذر 1388
مدتیشن (meditation) ...  

 

خوب درباره مدتیشن(مراقبه ) زیاد شنیده اید . شاید برداشت من از مدتیشن گرفتن امواح مثبت و دور ریختن منفی ها در قالب امواج – حرفها – فکرها – تصویرها – تفسیرها و..... است . یعنی بدن و روح یه جورایی بی خیال  بشه و شاید بگم بی رگ بشه . ببینیدهنوز  موج منفی دارم بی رگ چیه آرامش در مقابل تنش. البته من هنوز اجرانکردم فقط خوندم وخوشم اومد شما هم ساده ترین روش را برای مدتیشن انتخاب کنید . البته ناگفته نماند  مثلا بعضی ها با اوراد دینی خیلی احساس آرامش می کنند یقیننا مدتیشن است . هرچند برای بعضی ها خرافات و املی تلقی شود . مثلا ذکر صلوات – نذر کردن بیان  آیات و کلمات الهی در تعداد زیاد، که برخی افراد با تسبیح انجام می دهند .. خوب من مختصر مراحل مدتیشتن را می گویم .

1-انتخاب جای ثابت برای مواقع مدتیشن (ترجیحا فضای طبیعت به همراه اصواط طبیعت بهتر است . ولی تحقیقا برای آدمهای پر مشغله همان اتاق مناسب تر است . با توچه به امواج ایجاد شده در اتاق هم یک نقطه ثابت همیشه برای اینکار در نظر گرفته شود . و اتاق مرتب باشدو استفاده از عود برای عطر آگین نمودن فضا.

2- پوشین لباس راحت و مناسب . کلا لباس تنگ در همه حال باعث عذاب است

3-  ایجاد سکوت و قطع تلفن و یا هر گونه اسباب مخل آسایش و گذاشتن موسیقی بدون متن که ترجیحا صدای طبیعت در آن باشد –مثل امواج – باران – پرنده

4- می توان بحالت نشسته یاخوابیده بود . ترجیحا در حالت نشسته چهارزانو که کف یک پا روی ران دیگر قرار بگیرد ( می بیند ایرانیها   در سر سفره چهار زانو می نشستند چقدر با دانش هستند  ).و پشت حالت خمیدگی نداشته باشد در روزهای  اول کمی فشار می آید ولی بعد عادت می کنید.

5-کشیدن نفسیهای عمیق . . نفس عمیق طوریست که شما صدای بینی یتان را می شنوید البته بینی صدا ندارد صدای بلیعدن هوا از بینی و باز پس آن از باز نمودن دهان . نازه با یک تیر دونشان می زنید عضلات شکم هم ورزش می دهید  پس همین الان یک نفس عمیق بکشید بگوشم .زمان دم و بازدم یک اندازه باشد این خودش تمرکز نیاز داره .

6- هم می توانید چشمهایتان را ببندید و یا باز نگه دارید . در حالت بستن باید خیلی تخیلی به هر جایی که دوست دارید بروید و اصوات خوب بشنوید و ودرحالت باز بودن چشم می توانید یک شمع روشن کنید و به نور شمع خیره شوید .و برای تمرکز بیشتر می توانید انگشت شست و اشاره ( می دونم هنوز خیلی ها اسم انگشتاشون را نمی دونند فکر کنم شما هم موندید )به هم فشار بدهید و تمرکز را روی همین احساس داشته باشید .

7- اصلا سعی نکنید با افکار منفی خود مبارزه کنید بلکه بذارید افکار بیایند ولی زود ردشون کنید بروند . یعنی تحلیل نکنید سوال نکنید مقایسه نکنید . فقط زود تمرکز را بدهیدتا اونهابروند ممکنه در روزهای  اول خیلی سخت باشد. ولی عادت و تمرین خیلی  در همه زندگی ما نقش داره و اینجا نقش مثبتی ایفا می کند.

 ادامه مطلب را بزنید  


... ادامه مطلب
دوشنبه بیست و سوم آذر 1388
بی وجود ...  

 

با تو دیگر فصل آرامش گذشت

روزهای سبز در خواهش گذشت

سرزنشهائی چه دلسردم کند

آرزو را هاله از  دردم کند

زندگی بخشیده بر من طعنه ها

می خزد کرمی ز این  پروانه ها

بطن تنهایی که زایش می کند

مرده ایی در گور خواهش می کند

دستهایی خشم درکین می زند

صحنه هایی رنگ شب را می برد۱

گوشه ها ۲در انزوای ضجه اند

شیشه ها دلتنگ  از یک پرده اند

نور از دامان هشیاری رود

ظلمت هستی۳  به بی عاری  رود

در قبای حسرت بیگانگان

آتشی در تن به آرامی  دود

زوز ه های باد تهدیدم  کند

بهتر از خوابی که تعبیرم  کند

بی تو دیگر این دلم سازش نکرد

تن حقیر است و دل۴خواهش نکرد

24/9/88  تعداد سطر 20   

 ۱-    رنگ پریدگی از ترس

۲-منظور گوشه های اتاق

۳- زندگی

۴- میل با آوردن کسر به زیر "ل" 

  

شنبه بیست و یکم آذر 1388
جمعه 2 ...  

وقت مناسبی شده دلم که دلتنگی داره

باید نصحیتش کنم که عاشقی بند۱ بده

تو این هوای پیمونه کی خاطرش به من می ده

برگای پاییزتوی باغ چال شده اند به زیر خاک

آهای پرنده، بی زبون این قفست خونه نبود

منم تو ی خونه خود زندونی دلم شدم

تواین هوای جمعه باز ۲یپشواز یک غصه شدم

دور تموم آدما حصار خاکستریه

زنجیر دستا ی همه تو حلقه ایی  در بدره

هیچکی به فکر چاره نیست چاره به  درد خود دارند

اگر که یادشون باشی برات غمی نمی خورند

امروز که دلتنگی اومددلم را هی تشر۳ زدم

به خود نهیب دادم پاشو این دلو من لگد زدم  

غبطه خور دل نمی شم غبطه به اندیشه دارم

تو لحظه های بیکسی خدایی من پیشه دارم

سروده ترانه 22/9/88 تعداد سطر ۱۵

۱- زندانی

۲- دوباره

۳-دادزدن

  ترانه را ترانه ایی بخونید می فهمید صداتون که  بدنیست  که هیچ ترانه منهم خوبه تازه یک نوع مدتیشن هست معطل نکنید کسی دور و برتون نیست بخونید

جمعه بیستم آذر 1388
لبو ...  

 

 امروز بجای  سرودن  می خوام آشپزی کنم نه زیاد هم دستور پخت نیست بیشترنحوه  استفاده است که اونم تجربی است نه آموزشی .البته ناگفته نماند  آموخته ها از بزرگترین مربیان یعنی مادر و پدر اخذ شده است

خوب زیاد جدی نگیرید موضوع مورد بحث" لبو " است شاید خیلی ها دوست دارند و خیلی هاهم دوست ندارند

ولی این "چغندر قند پخته" نیست چغندر قند مخروطی و بزرگ و برنگ زرد است و خیلی هم شیرینتر از این لبو با پختن در تنور است . و اینکه بعضی از میوه ها و خوردنیها مختص کشورهایی است یعنی مطمینا همه جهان لبو را نمی شناسند مثل خود ماکه خیلی از خوراکیهای کشورهای دیگررا نچشیدیم . از این موضوع جدی هم بگذریم اما دیده اید روی گاریهای دستی توشبهای سرد زمستون چقدر هوس انگیزند ولی خداییش معلوم نیست چقدر شکر و مواد رنگی به بهش تزریق می شه  .از اینهم بگذریم

1-خوب برای پختن چغندر بهترین روش بخار است وبهترین ظرف زودپز با مقدار آب کم در ته آن که خوبی لبواین است که خراب نمی شود بنابراین در یک نوبت می شود به اندازه ایی که زودپز جا دارد چغنر را ریخت و مهم نیست که در آب باشد کافیست فقط لایه زیری در آب باشد که زود پز نسوزد و مشکلی پیش نیاید.

2-  یک قاشق شکر در کل آب حل شود مثل یک کاتالیزور عمل می کند  و فعل وانفعالات پختن را بهتر می نماید و خاصیت خوراکی لبو بیشتر می شود

3- لبو وقتی خنک تر بشود شیرینتر می شود

4- می توان بعنوان دسر بعد از  غذا خورد

5- در ماست شیرین رنده شود و کمی نعناع خشک در آن ریخته شود دسر خوشمزه ایی در سفره است

6- در سالاد سبزیجات و یا مبوه خورد شود با توجه به رنگش سالاد را زیبا  و خوشمزه می کند.

7- لبورا خورد کرده ودر سرکه بیاندازید بعد از مدت یک هفته  ترشی خوشمزه و خوشگلی  را بر سر سفره بیاورید .

8-اینهم تجربه امروزم لبو و هویج را با رنده به شکل خلال در بیاورید و در حین سرخ کردن گوشت چرخ کرده برای ماکارونی {مخصوص سالاد ماکارونی ) آنرا در داخل محتویات  تفت دهید و اصلا طعم شیرین پیدا نمی کند چون بعضیها طعم شیرین غذارا نمی پسندند . و بعد مثل پختن ماکارونی بقیه کارها را انجام بدهید .حقیقتا با گرانی گوشت استفاده  از سبزیجات بصورت پخته و خام بسیار کارمفرون به صرفه ایی  است . البته من از اینترنت هیچ سرچی نکردم مطیمنا مطالب بسیار بهتری در این خصوص هست من تجربه شخصی خودم را آوردم .

اینهم عکس حاصل از موضوع 8 ببیند لبو در وسط غذا به عنوان تزئین بکاررفته است.""عکس و دست پخت   توسط خودم"

 همین  روزا دستور پختن کلم پلو شیرازی را می نویسم چون متاسفانه اصالت این غذا در شهرهای دیگر با مواد اولیه ناصحیح لوث شده کلم پلو اصیل شیرازی خیلی خوشبو و خوشمزه  است رفتم سرچ کردم دستور تهیه مربا وشربت لبو را دیدم

 

چهارشنبه هجدهم آذر 1388
شانس ...  
 

 به شانسمون تکیه زدیم ولو شدیم روی زمین

تو خنده هایی ریسه ایی لازم نبود گریه  کنیم

زمان به لحظه های ما همیشه تیپامی زنه

کشتن لحظه ها مارو تو قال فردا می ذار ه

بخت ما هم ستاره داشت اما یکی ستاره کشت

شبای تاریک خونه دلم را پیشش جا گذاشت

چقدر منو جا می ذاره چقدر که در جا می زنه

لعنت به شانس ما نبود بختم به فردا می ذاره

لطمه زدم به شانس خود وقتی که دلگیر می شدم

تو خونه تنها بمونم انگار زمینگیر می شدم

شانسو باید باور کنیم هنگامه خوش بیاری۴

بدبیاری غفلت ماست اینو می گم تو هشیاری

همای خوشبختی داره رو دوشمون ناز می کنه

این دستای گره زده۱ هوای  پروازمی کنه  

محک بزن به شانسمون یه شانس چه معنایی داره ۲

سعادتی طلب بکن تا فرصت از  کفا۳ نره

شانس همیشه پشت دره تو خواب خرگوشی نرو

کفشای امیدو بپوش تو روشنی با دو برو

تعداد سطرترانه  16 سروده 18/9/ 88

۱-    دست در دست

۲-    مشابه یه دست صدا نداره

۳-    دستها

 ۴- مقابل بدبیاری

 

JavaScript Codes

FreeCod Fall Hafez